الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

221

الغدير ( فارسي )

رساندند . - عجبا ! مگر نه قرآن گفت : « اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا » ؟ دين شما را كامل كردم ، نعمت هدايت را تمام كردم ، رضا و تسليم را به عنوان دين پذيرفتم . - و فرمود : خدا را اطاعت كنيد ، و هم رسول خدا را و هر كه از رسول او منشور ولايت دارد ، تا رستگار شويد . - از چه حلال خدا را حرام شمردند ، و حرام خدا را حلال و روا دانستند ؟ - تصور كرديد كه خداى قرآن خطا كرد ؟ يا رسول او ؟ يا جبرئيل امين . - رسول حق در نگذشت ، جز آنكه خدا دين او كامل كرد . امر خلافت بر امت مبهم نماند . - منتها كينه‌ها آشكار شد ، جور و ستم حاكم گشت . - نالايق مقدم شد ، لايق رانده شد . خطيب دم در بست ، نادان بر منبر رسول بر شد . - بىسبب على را عقب راندند ، جز تجاوز و سيه كارى انگيزه نبود . - آنچه محمد گفت ، در هم شكستند ، اما دين حق شكست نپذيرد . - حاشا كه دين خدا شكست گيرد ، دينى كه اركانش با تيغ على رفيع گردد . - بر آل محمد ستم راندند ، كيفرشان برستاخيز عذاب دوزخ باشد . - اگر رياست دنيا را غصب كردند ، عزت آخرت بر دوام است . - كدام مصيبت در پهنهء زندگى ناگوار است كه در حوزهء دين ناگوار نباشد . - اولى بنام اجماع بر كرسى نشست ، منشور خلافت بنام دومى صادر كرد . - به اول گفت : استعفايم بپذيريد كه از شما بهتر نباشم ، به آخر گفت : عمر را پس خود بر شما مىگمارم . * و اثبتها فى حوزة بعد موته صهاكيّة خشناء للخصم تكلم ( 1 ) - قلادهء خلافت بر گردن كسى بست كه از خشونت و تندى مىزد و مىشكست . - دومى گفت : اگر مولاى حذيفه مىبود ، بلا تأمل بر سر همه امير مىبود .

--> ( 1 ) اشاره به خطبهء شقشقيه است كه فرمايد : فسيّرها فى حوزة خشناء يغلظ كلمها ( مترجم ) .